اخلاق در خانه

بسم الله الرحمن  الرحیم

آنچه در این بخش آورده شده ، مطالبی است که حضرت استاد در جلسات هفتگی در ضمن مطالب اشاره فرموده اند . اینها عین مطالبی است که از نوار پیاده شده و آدرس در پایان آورده می شود.

1- مواظب رفت و آمد های خودتان و خانواده های تان باشید . خانواده تان را رها نکنید . همه جا رفت و آمد نکنید اگر یک خانمی است که خانم شما را به تجمّلات و مادیات ، غیبت و بدگویی از شوهر و اینکه آدم باید با شوهر فلان [ جور رفتار کند ][1] و ..... می کشاند ، خانم شما را خراب می کند و بعد هم شما را خراب می کند ، حرام است که با او رفت و آمد کنید . شما وظیفه دارید ." قوُا اَنفُسَکُم و اَهلیکُم نَاراً "

آقا خودش خوب است خیلی خوب ، ولی خانواده اش هم خوب است ؟ اگر تحقیق کردی ، روحیه اش را فهمیدی که خانمش هم وقتی با خانم شما ملاقات می کند ، ضرر می رساند ؟ بدترش نمی کند؟ بسم الله بفرما این معاشرت لازم است ، تقویت روحی لازم است . " تَواصَوِا بِالحَق" توش است. باید [ بروید ] . اما اگر [ غیر این است ] نه ، هرچه زحمت می کشید می خواهید او را کمکش کنی ، او شما را [ خراب می کند ].

گاهی شیطان می آید از این راه آدم را به دام می اندازد که با فلانی برو تا او را هم به راه بیاوری . کبری صحیح است ولی صغری چطور ؟ در موضوع و در عمل می بینیم به عکس می شود . هم خودتان را و هم خانواده تان را .......  این مسائل را هم نمی شود بر ایشان بگوئید . صلاح نیست . چرا نیست ؟ چون درک نمی کند  "  لا تُعَلمُوا الجُهَالَ الحِکَم َفتظلمواهَا  " .

2- [ حضرت استاد در ضمن بیان این مطلب که همه می دانند دنیا مذموم است ، همه می گویند اتقوا الله ، اما در تعیین مصادیق و موارد آن ، آیا غیر از استاد و مربی که خود استاد دیده باشد و این راه را رفته باشد ، می تواند این را بیان کند فرمودند ] : دنیا معنایش چیه ؟ دنیا ، نخوردن ، نخوابیدن ، فشار آوردن ، اذیت زن و بچه و اینها نیست . آقا من درس دارم ، من تبلیغ دارم ، من باید نمی دانم  [ چکار کنم ]. هر بلائی هم سر زن و بچه می خواهد بیاید ، بیاید  . خانمش می گوید بنشین با من اختلاط کن ، بگو و بخند ، مگر من کار لغو انجام بدهم ؟! آقا ! این لغو نیست ، واجب عینی شماست ، می خواستی زن نگیری . پیغمبر صلوات الله علیه مهمتر است یا شما ؟ امیرالمومنین بالاتر است یا شما ؟ بچه ها را بازی می داد ، بله ، شام شان می داد ، بازی شان می داد ، می خندانید ، می خواباند شان ، بعد می رفت سراغ کارهای اجتماعی و عبادی و فلان ، ما هم همین جاست که نمی توانیم تشخیص بدهیم .

3-  یکی از حکمت های ازدواج همین است  . آن جلسه عر ض کردم . وقتی انسان غرائزش را به اندازه خود از راه حلال با هدف مقدس رسیدن به غریزه اصلی که خدا خواهی و بندگی خداست ، انجام بدهد ، از درون احساس می کند که تزکیه نفس بازم دارد . به معنویات محتاج است و به برکت عقل و فکر می فهمد که استاد و مربی می خواهد و یکی از عوامل بسیار سازنده و بسیار خوب و کار آمد ، مساله همسر است .اگر چه ممکن است خیلی وقت ها برای ما خیلی تلخ باشد ، شیطان می گوید که چرا ما خودمان را گرفتار کردیم ، همیشه آزاد بودیم ، هر جا می خواستیم می رفتیم ، هر کاری می خواستیم می کردیم .

خداوند شهوات را در وجود ما فرار داده تا محتاج بشویم زن بگیریم و به برکت او عیوب و نقایص درونی خود را بفهمیم. بَه بَه بَه بَه . اگر ما برویم درِ خانه اهل بیت علیهم  السلام ، کشتی نجات ، آن وقت آن ها به ما یاد می دهند به برکت زن آدم می شویم . آن جا می فرمایند محبت کنید ، حالش را ندارم !    باید بکنی ،  آن جا می فرمایند گذشت کن ، چقدر گذشت !؟ باید ..... کسانی که "  مَن اتَبَعَ الذکر " هستند ها ! . آنهائی که سرکش و طاغی هستند می گویند نه آقا ! ما می خواهیم آزاد باشیم . نعوذ بالله توجیه هم می کنند .

4- [ در توضیح این آیه شریفه "  یَا ایها النَّبِی لِمَ تُحَرِِّم مَا اَحَلََّ اللهُ لَک "  فرمودند  ] باز عرض می کنم اول وظیفه که دارید پول و شهریه تان را صرف غذای خودتان و خانواده تان بکنید . [ اگر ندارید ] باید قرض کنید . حفظ سلامتی خودتان و خانواده تان ، اینها واجب است . زیاده روی و تجمل گرائی  ، اینها را عرض می کنم ، نباشد . ولی بعضی ها از آن طرف می افتند . لوازم ضروری را نمی خرد ، مبتلا به سوء تغذیه می شود ، آن وقت خدای نکرده خیال می کند بنده عرض کردم ، بسا خانواده تان هم بدبین می شوند . ما همیشه در جلسات دفع دخل می کنیم . آقا ! تقویت  ، تفریح  ، نفس عمیق ، استنشاق  ، بگو بخند ، با همسر تا بنشینید ، اختلاط کنید ، ببرید شان تفریح ، اینطرف ، آنطرف ، مریض نشوند . مسؤولید .

5- [در ضمن توضیح این روایت از امام جعفر صادق علیه السلام  قال  :  اُتِیَ علیّ علیه السلام بخبیصٍ ، فأبَی أن یَاکُله ، قَالوُا أتحرمُه قَال لا و لکن أخشَی أن تتوَّق إلَیهِ نَفسِی ُثمَّ تَلا "  أذهبتم طیباتکم فِی حَیَوتِکُم الدّنیَا "   برای آقا امیرالمؤمنین علیه السلام یک حلوائی خوشمزه آوردند . حضرت فرمودند نمی خواهم ، اصحاب عرض کردند آقا شما این را حرام می دانید ؟ حلوا خوردنش حرام است ؟ ( مؤمن بنده خدا آنجائی که تشخیص می دهد نباید بخورد نباید بخورد و آنجائی که باید بخورد باید بخورد ، باید قرض کند و بخورد ، اینها جا تا جایش را باید بدانید . ) حضرت فرمودند ، نه! حرام نیست ولی من طبق مراقبه و توجهی که دارم فعلاً این را ضرورت نم بینم که بخورم ، نیازی نیست .احساس می کنم این یک زیاده روی و لذت جویی است . می ترسم که نفسم خوشش بیاید. ...... حضرت استاد در ضمن این حدیث شریف فرمودند : ] حالا شما سر سفره نشسته ای . دو لقمه نخور خانمت می گوید تو فکر کجایی ، می ترسم نفسم خوشش بیاید ، آقا بریز دور ! سر خود یک کارهائی نکنید ، مقایسه نکنیم خودمان را با این بزرگوار ، نکاتش را بنده عرض می کنم که به اشتباه نیافتید ، جا تا جا فرق می کند ، دقت کنید .

6- [ در بیان یاد مرگ و اثرات سازنده آن و اینکه باید به خود بباورانیم که شاید امشب آخر عمرمان باشد ، توبه کنیم ، وصیّتنامه مان را بنویسیم و ..... فرمودند : ] حالا نروید در خانه ، خانم های تان را ناراحت کنید که می خواهم بمیرم و وصیّتنامه  و ....... آنها قلبشان خیلی لطیف است ، طوری است که زود ناراحت می شوند ، خیالات [ می گیرد شان ] که چه شده ، از جلسه فلانی آمده [ و اینطور ..... ] فکر می کنند شما علم غیب دارید ، به شما الهام شده که امشب از دنیا می روید . بنده خدا تا صبح نمی خوابد و همین باعث می شود که شما محروم می شوید . هر کس را باید در حد خودش  [ برخورد کنیم ] با زن و بچه ، تعریف و بگو بخند و........   . این را عرض کردم و لازم است عرض کنم  برادران عزیزم ! فرزندان خوبم ! إن شاء الله هم من خوب شوم و هم شما . بعد از ازدواج وظیفه عوض مس شود . یک مقداری از رفیق های تان بزنید . اشکال ندارد بگذارید آنها با مجرّد های دیگر .... بعضی ها متاسفانه بعد از ازدواج ، حتی ازدواج کرده و بچه دار هم شده ، حال هم دست از رفیق بازی [ بر نمی دارد ] این ور برو آن ور برو ، مسافرت ، حجره این ، یا حتی خانه رفقای متأهل ! آقا چه خبره ؟! خدا به تو زن داده ، انیس  ، مونس ، رفیق . آنکه در روایات تعبیر دارد  "  لِتَسکُنُوا ِإلَیهَا  " آیه قرآن است . درس را بخوان ، به خدا برس ، به معنویت [ برس ] دیگر چه می خواهی ؟  آن وقت این امانت الهی در خانه ، غریب ، تنها ، در شهر غربت ، غصه می خورد . اگر مشکلات خانوادگی هم خودش داشته باشد که دیگر بدتر . دلش را به شما خوش کرده و از پدر و مادر و خواهر و برادر و دوست و همه چیز بریده .  نمی دانم چرا بعضی ها عوضی فکر می کنند . خودش هر جا می رود اما زن را اسیر [ خود کرده ] . کجا رفتی؟ کجا آمدی ؟ چی گفتی ؟ آقا ! ما با حیوان هم حق داریم اینطور رفتار کنیم ؟ نمی دانم . آن وقت چوبی می خوریم که دوا نداشته باشد . این قدر روایات هست . آقا امیر المؤمنین علیه السلام در بستر شهادت کنار قرآن ، سفارش زن ها را می کند . نعوذ بالله علی علیه السلام اشتباه می کند ؟! و من جاهل نادانِ  نفهم ، درست می فهمم ؟!  بنده هم اگر اشتباه کردم ، توبه می کنم . شما هم توبه کنید با خدای خود . بیشتر ضربه ها که ما می خوریم از ناحیه رعایت نکردن حق همسر است و آنها که مجردند ، حق استاد ، حق هم حجره ای ، هم مباحثه ای و........

 7- وقتی [ بعضی ] روایات را خواندید نگویید دیگر من غذا نمی خورم ، دیگر با خانواده بگو و بخند ندارم ، اینها گناه است ، حرام است .  زن با این روحیه لطیف و به تعبیر روایت " إنّهَا رَیحَانَه لَیسَت ِبقَهرَمَانَه "  را ما فراموش کرده ایم . مخصوصاً برای متأهلین عرض می کنم . در هر مقامی هستید ، در هر زمانی ، در هر مکانی ، ببینید شرایط آن چیست . خانه غیر از بیرون است . در روایات هم هست . اساتید هم فرموده اند . همسر فیلسوف نیست . متفکر نیست که بنشینی با او بحث کنی . چرا اینطور گفتی . چرا یکساعت پیش اینطور کردی . مگر تو فلان ........  . هر کس را خدا طوری آفریده . یک شرایط و خصوصیاتی زن دارد و مرد هم [ یک شرایط و خصوصیات دیگر ] در مقام عطوفت و مهربانی و لطافت روح  و بچه داری و جهات دیگر ما در مقابل آنها واقعاً کم می آوریم . شک ندارد . عجز هستیم . خداوند اینطور ما را خلق کرده [ است ] . همه مرد ها کمبود دارند نسبت به زن ها . زن ها هم نسبت به مرد ها کمبود دارند . این حرف غلطی است که زن در تمامی امور مثل مرد است .  مرد هم در تمام امور مثل زن . نه خیر ! کمال هم این نیست ! زن و مرد باید با هم کامل شوند و نقایص هم را تکمیل کنند . خدا خلق کرده برای هم تا هر دو به کمال برسند .

8- [در ضمن بیان این مطلب که " تمام موجودات ، چه خودمان باشیم ، چه انبیاء ، چه اولیاء ، چه استاد و چه شاگرد ، فرق نمی کند ، همه آیه هستند ، همه موجودات مادی ، معنوی ، بالا ، پائین ، آسمان ، زمین ، ملائکه ، عقول ، همه اینها آیه هستند . هیچکدام مستقل نیستند . حقیقت جدا گانه ای ندارند . از خودشان چیزی ندارند . " فرمودند : ] حال عرض کردم نروید به خانم های تان این را بگوئید که تو چرا اینطور هستی ؟ چرا وابسته ای؟    آقا !  روایات در باره آنها عجیب است . اگر احادیث را در باره خانم ها مطالعه کنید . خیلی کوتاه می آیید با آنها ، خیلی احساس شرمندگی می کنید که ما در حق آنها چقدر ظلم کرده ایم و انتظار بیجا داشته ایم . این ها برای بنده و جنابعالی است . نمی خواهم تحقیر شان کنم خدای نخواسته ، خلقت این طوری است . همان قرآنی که امر فرموده ، از آنها چیزی می خواهد و از ما چیز دیگر ، شما این مطالب را فقط خودتان پیاده کنید .

9- [ در ضمن بیان قضیه اویس قرنی و اشاره به کمال والای ایشان در اثر آن حرف گوش کردنش و بندگی خدا کردنش ، فرمودند : ] عرض کردم اینها را نروید روی سر و کله زنهای تان خراب کنید ، نه آقا ! هر چیزی را بنده عرض کرده ام ، اجاره دارید و حق دارید به آنها بگوئید و الا نه . بپرسید و یا در نامه بنویسید . عرض می کنم برای تان .

10- [ در ضمن بیان معنای قیمومیت حق تعالی و اینکه ما وابسته ایم ، مستقل نیستیم . فرمودند : ] اینها را [ این معارف را ] از خدا بخواهیم ان شاء الله با مراقبه ، با محاسبه ، با تقوی و گذشت ،  تو این دل فرو برود . بعضی ها می گویند آقا اینها خل است ولی نمی دانند راهش چیه . اینها مجاهده می خواهد ، گذشت [ می خواهد ] مخصوصا – خدا توفیق عمل به خود بنده هم بدهد -  با همسر ، با اسیر ما ، با ضعیف ما . آقا امیرالمؤمنین علیه السلام موقع شهادت در بستر افتادند - خدا لعنت کند ابن ملجم را  ، آن حامیانش را هر کسی که باعث شهادت حضرت شد. آن به آن ، خدا عذاب شان را زیاد کند – حضرت لحظات آخر شان [ است ]  " الله الله فی النساء  " او هم زن ذلیل است ؟!  این را می گوید که زنش اذیتش نکند !؟  [ بلکه باید ] این خود خواهیَش را انسان [ کنار بگذارد ]تحویل شان بگیرد ، سعی کند با راهش آنها را درک کند . این را بنده به بعضی ها عرض کرده ام لازم است همه بشنوند ، برادرانی هم که ازدواج نکرده اند در آینده احتیاج دارند . زندگی درس می خواهد ، تعلیم [ می خواهد ] . زن داری خورش یک علم است ، یک درس است ، خدا می خواهد ما مرد ها را بواسطه زن ها تربیت کند ، از حالت خشکی بیرون بیاییم . رقت قلب پیدا کنیم . ترحم در ما ظهور کند . به برکت زن خدا ما مرد ها را می سازد . اگر تو راه باشیم – اگر تا حال اشتباه کردیم هم بنده توبه می کنم هم شما توبه کنید – به برکت مر هم خدا زن را می سازد . به برکت بچه [ هم ] خدا زن و مرد را می سازد . پدر مادر را تربیت می کند .  کجای کاریم ؟!  اشتباه می کنیم که می خواهیم بچه را تربیت کنیم ، زن مان را بسازیم ، آقا ؟! کِی ساخته شده ایم ما ؟! کِی توانستیم جلوی هوی و هوس و غرور و عجب و غضب و خیالات باطل و وسواس و تردید و اینها را بگیریم ؟! تسبیح می افتد دست مان ، استخاره ای می شویم ، خواب می بینیم ، خیالاتی می شویم ، یک عنایتی خدا به ما می کند عجب می گیردمان ، وسوسه ها ، سوء ظن ، آقا پر است [ اینها ] . چه عرض کنم ! 

11- [ در ضمن بیان اینکه  کسی که دنیا را هدف قرار ندهد ، وابسته نشود ، این دنیا برای او بلاغ می شود ، نردبان می شود ، آخرت می شود و به تعبیر امام صادق علیه السلام [2]، فرمودند : ] زنش را می بیند ، لذت می برد ، خستگی اش می رود ، به عبادت و مطالعه اش می رسد ، می شود چی ؟ آخرت . خانمش هم این را می بیند ، خستگی اش می رود ، استفاده می کند ، به عبادت و کارهایش می رسد .  من از شما خواهش می کنم باز ، زن را درک کنید . اگر درک کنید مطالب بنده را خوب متوجه می شوید . فشار هم به شما وارد نمی آید . بدانید عین عبادت و مراقبه و قرب به خداست .

حالا چطوری من بگویم ، اینها را خیلی زیاد عرض کرده ام ، آقا ! پیغمبر صلی الله علیه و آله چه فرمودند ؟   "   "   جُلُوس المَرءِ عِندَ اَهلِِهِ کَالاعتِکَافِ فِی مَسجِدِی هَذَا  "این را زیاد شنیده اید . حالا من از شما سوال می کنم ، می خواهم پخته شوید ....... من دنبال کثرت جمعیت و کثرت برنامه نیستم . خدا نکند نعوذ بالله . اینکه می فرماید یک لحظه ، یک ساعت ، پیش زن بنشینید مثل اعتکاف در مسجد من است ، آن ثواب و اجری که مسجد النبی دارد کجا دارد ؟ مقصود پیغمبر ( ص )[ از این فرمایش ] چیه ؟ یعنی بنشین برایش حدیث بخوان ؟ موعظه کن ؟ درس و بحث و استدلال [ کن ] ؟ چه از این حدیث متوجه می شوید ؟ [ یا اینکه ] چرا اینکار را کردی چرا آن کار را نکردی ؟ بیا برنامه ریزی برایت بکنم . حدیث برایت بخوانم . نمی خواهم عرض کنم اینها نباشد، به اندازه خودش و در حد آنها باشد [ ولی ] جلوس المرء عند اهله ....... یعنی چه ، هان !    حالا باز می کنم برای تان یک مقداری مطلب را که ما را می خواهند چه کار بکنند . ما درس ، بحث ، عبادت ، ذکر ، حال ، مراقبه ، محاسبه ، نمی دانم چی چی . اینها همه اش ما را باد می کند عجب می آید ، همان که بزنند تو سر ما ، ما را بیاورند پائین ، بنشین با او بگو ، بخند ، شوخی کن ، می گوید ،  این را خریده ام ، این طوری است ، شیطان می گوید آقا جمعش کن وقتش را ندارم ، انگار من بچه ام [ بله ] شما هم برای او بچه اید . ما هم پیش انبیاء و اولیاء از بچه کمترین . اینها ما را تحمل می کنند آقا . اگر استاد بنده ، بنده را تحمل می کند ، بنده هم باید شما را تحمل کنم . شما هم باید خانواده تان را تحمل کنید . زن و شوهر هم باید بچه را تحمل کنند . پیش خدا کی مقام دارد ؟                                "   إنَّ أکرَمَکُم عِندَالله أتقَیکُم   "   یعنی چه ؟ یعنی هر که عملش بیشتر است ؟ هر که گریه بیشتر می کند ؟ هر که بیشتر درس می خواند ؟ تقوی یعنی در هر مرحله به وظیفه عمل بکند - بینی و بین الله – آن روایات را عرض کردم هفتاد گناه از دیگران ، از آنها می بخشد تا یک گناه از من بدبخت ببخشند ، نعوذ بالله ، خوب اینها را غافلیم ما .  یک مقداری عمل کنیم تا خدا به ما عنایت کند . دستهای مان را بلند کنیم [ بگوئیم ] خدایا به خاطر این خانم ......  مگر ما هم کسی .....   [3]  هستیم ، استغفر الله . توبه می کند و به شما هم خوش بین می شود ، به لباس ، به روحانیت ، به همه ان شاء الله . آن وقت ببینید موفق می شوید یا نه ؟ " وَ لَکُم فِی رَسُولِ الله أُسوَةٌ حَسَنة لِمَن کَان یَرجُوالله و الیَوم  الاخِر " می خواهی به کمال برسی ؟ خدا را می خواهی ؟ برو دنبال پیغمبر . هر چه هر کاری کرد ، اسوه است حجت است . عرض می کنم ارزش برای اینها قائلند ، تحویل می گیرند ، به حرفشان گوش می دهند و لو اینکه حرفشان برای ما هیچ فایده هم نداشته باشد . البته حرام نه! ، خوب دقت کنید! ، غیبت و دروغ و... نمی دانم این چیزها حرام است [ ولی ] هم اینکه حلال باشد ، ثواب عبادت دارد ، ثواب ذکر دارد ، ثواب مطالعه دارد ، ثواب اعتکاف دارد  

آقا ! پیغمبر صلوات الله علیه . اواخر عمر چقدر وقتشان کم بود . چقدر مشکلات سیاسی ، چقدر منافقین توطئه کردند ، چقدر اول و دومی و من تبع شان توطئه کرده بودند که جانشین پیغمبر را بگیرند . کسالت و مریضی و ضعف و نقاهت ، همه اینها بود . [ با همه اینها ] پیغمبر صلوات الله علیه ، چی فرمودند ؟ وقتی من این را یادم میآید منقلب می شوم ، می خواهم تو سر خودم بزنم  - ان شاء الله خداوند امشب ببخشد مان و آن که قرآن و سنت فرموده ، ثقلین ما را به آن دعوت می کنند ، بدون یک ذره کم و زیاد به تعبیر امام رحمت الله علیه ، اسلام ناب را عمل کنیم و لو نفس ما ، خوشش نیاید ، ولو دیگران مسخره کنند – لحظات آخر عمر شریف شان ، قربانش بروم ، شب می خواهد برود توی بستر ، دیگر هم نمی تواند خودش پا شود جایش را جمع کند ، فرمود امشب نوبت کیه؟ بستر مرا بیندازید پهلوی آن همسری که امشب نوبتش است .

بینید می شد هزار رقم خودش را توجیه کند . آقا وضع استثنائی است . مشکلات هست ، دیگر این هوس بازی ها یعنی چه . آقا این حرفها نیست . بندگی است . علی رغم میل نفسانی اش این کار را می کند . مجاهده می کند و این کار را می کند . مجاهده یک کسی به ترک اینهاست ، مجاهده کسی هم به فعل اینهاست ، اینها را دقت کنید .

12- اگر بنده هم جلسه برای خانم های شما گرفتم ، [ برای خاطر دو جهت بود ] یک انگیزه اصلی و مهم همین بود که سنگ راه شما نشوند . سوء استفاده از رفتار شما [ نکنند ] ، لوس نشوند [ یکی ] هم تذکر بدهم برای خودشان مفید باشد . هر دو اش بود . آنها هم به کمال برسند . آنها هم آدمند . بسا خیلی هم از بنده جلو اند . بسا از شما هم خیلی جلوتر باشند . این هست ها ! خیال نکنید که بنده می خواهم اینجا تبلیغ کنم . مراقبه شان ، محاسبه شان ، خواب شان ، بیداری شان ، آنهائی که درک کرده اند بهش رسیده اند تعدادشان بسا از شما کمتر است ولی کیفیت خیلی ماشاءالله بالاست . من خیلی راحتم وقتی نامه هایشان را می بینم ، آثارشان را می بینم ، واقعا خوشحال می شوم ، لذت می برم . شما هم قدرشان را بدانید ان شاء الله . 

انتظار نداشته باشید مثل شما باشند . عرض می کنم اگر تذکر دارید نامه بنویسید و به بنده بگوئید روحیات شان را ولی فکر نکنند که می خواهید بالا سر شان بایستید و اذیت شان بکنید . آقا ! چه کار به اون دارید . به خودم برسم . به خودتان برسید . او به خودش برسد . ما هم به خودمان برسیم . دائم کار آنها را زیر ذربین قرار بدهیم از خودمان غافل بشویم . اسیر که نیاورده اید . حالا . من این حرفها را آنجا در جلسه خانم ها نمی گویم این نوارها را هم نمی خواهم آنها بشنوند . نوار های ا«ها را نم خواهم شما بشنوید که اثر منفی بگذارد ولی بردارید ببینید فقها توی رساله ها آنچه که نوشته اند عمده همان حقوق خاصه زناشوئی است . معنایش این نیست که دیگر اسر مایند . نفس می خواهند بکشند من باید اجازه به او بدهم . افراط و فریط نکنید . از همه چیز زده بشوند . الان در جامعه همه آزدادند هر کاری بخواهند می کنند . آن وقت چون زن روحانی و طلبه شده ، زن یک آدم حزب اللهی و مذهبی و مومن شده دیگر در همه چیز در فشارش قرار بدهید . عقده کند ، اعصابش به هم بریزد . بعد از هر چه ظلبه و روحانی و مذهبی و اخلاق و همه چیز زده بشود . بگوید آقا اصلا نخواستیم . آقا گور پدر همه اینها ، استاد ما ( حفظه الله ) فرمودند : یک آقای طلبه های آنقدر فشار آورده به زنش ، آنقدر بد رفتاری کرده که زنش دیگر نماز نمی خواند . گفته بود اصلا نماز هم نمی خواهم . اسلام هم نمی خواهم  آنها زودتر خدای نخواسته از جاده  منحرف می شوند . زودتر هم جذب می شوند . قلب شان هم رؤف تر است . پیشرفت شان هم از ما بیشتر است . ان شاء الله با عمل تان با دعای به آنها با التماس دعا گفتنتان کاری بکنید که هم خودتان پیشرفت بکنید هم بنده  إن شاء الله از نظر معنوی به یک نوائی برسم . در حق بنده هم دعا کنید . من هم در حق شما دعا می کنم . هر کدام از ما را هم  به عمل خودمان مؤاخذه می کنند . در فکر خودمان باشیم ، هر کس به اینجا می آید ببیند وظیفه اش چیست ؟ خودش باید چه کار بکند ، کی چه کار کرد کی چه گفت به من چه ! این را در جلسه خواهر ها عرض کردم حالا هم عرض می کنم ، اگر خودمان را بتوانیم ، تو عالم ، تنها ببینیم ، من هستم و غیر خدا در دنیا هیچ کس نیست . هان ! هیچ کس نیست . [ آن وقت  ] راحت ، با اخلاص عمل می کنیم  . مقداری بیاییم تو خودمان ، ان شاء الله ، حل می شود .  

13- [ در ضمن موعظه بیست و چهار از کتاب روح عرفانی ، در ضمن بیان این فرمایش حضرت امام (رض)  " ای عزیز همان دماغی که تو داری دیگران هم دارند اگر تو فرو تن شدی قهراً مردم تو را احترام کنند و بزرگ شمارند "  فرمودند : ] خوب دقت کنید . آن که از شما بالاتر است احترام کنید . دست ببوسید و اینها . بله آیت الله بهجت را انسان می بیند می بوسد ، ولی برای خدا جلوی پای همسر تان بلند شوید . پیش زن خود با تواضع  [باشید ]. وارد خانه که شدید سلام کنید به بچه ها ، مگر پیغمبر صلوات الله علیه ، سلام نمی کردند . اینها قدیمی شده خود رسول الله صل الله علیه و آله قربانش بروم فرمودند پنج کار را تا زنده هستم انجام می دهم تا در بین شما رسم و سنت شود . این پنج کار تمامش از مصادیق تواضع است . خودم با دست خودم بز را می دوشم . در بین عرب ها دوشیدن بز را به بچه ها و آنهائی می دادند که خیلی پائین بودند . روی خاک می نشینم و به بچه ها سلام می کنم . حال به من طلبه به بنده نا چیز می گویند سلام به بچه بکن سلام به خانمت بکن . احترام بکن [ می گوئیم  ] لوس می شود . ما از خودمان آمدیم بیرون ، همین که گفتیم لوس می شود . نمی خواهم عرض کنم باز [ از آن طرف افراط کنید ] هر چه اسلام فرموده مو به مو عمل کنیم . جائی شبهه داریم بپرسیم . ان شاء الله اگر عمل کنیم ، مراقبه داشته باشیم ، محاسبه داشته باشیم ، خدا هم هدایت مان می کند ، کمک مان می کند ان شاء الله . ببخشید  من تو این باره خیلی طول می دهم . می خواهم این مانع ان شاء الله از همه برطرف شود . دعا کنید خود بنده هم ان شاء الله عمل کنم تا به یک جاهائی برسیم ان شاء الله .

14- گاهی به همسران تان بگوئید به شما دعا کنند . باور می کنید از ما جلوترند ؟ غل و غش های ما را خیلی هایش را ندارند . گاهی خدا بوسیله همسر خود بنده ناچیز ، مرا هدایت می کند خیلی جاها ، وقتی گوش نمی دهم چوبش را می خورم . حالا شیطان می گوید آقا این مگر چی می داند ؟ خوب مگر اشکال دارد ، خدا به زبان همسر ، به زبان بچه ، ما را هدایت کند ؟ اگر ما دنبال هدایت باشیم ، [ خداوند ] مطلبی را به زبان اینها جاری می کند [ که ] مطابق کتاب و سنت است . مطابق حجت خارجی است . خوب بگیر دیگر آقا ! . پا روی این نگذار . اگر این را پا رویش گذاشتیم ، إرتَحَل . حضرت می فرماید اگر به تو علمی داد برای عمل یک چیزی فهمیدی که باید انجام بدهی و چوبش را چند بار خوردی ، اگر عمل نکنی ، ارتحل . کوچ می کند . وقتی خداحافظی کرد به این زودی ها بر نمی گردد .

15- [ در ضمن این فراز از حدیث شریف معراج از کتاب سرالاسراء  " یَا أحمَد عَلَیکَ بِالصُّمت فَانّ اَعمَر القُلُوبُ قُلُوبُ الصَّالِحِینَ الصَّامِتِین  " فرمودند : ] صالحین دارد که خیال نکنیم همین که صامت باشیم ، دیگر آدم خوبی هستیم . چون متأهلین هم هستند بنده مجبورم عرض کنم ، برای مجرّد ها هم در آینده لازم است . سکوت تان را بگذارید برای درس و مباحثه که حرف های زیادی نزنید . آنجا که نفس می گوید آقا ! به او بفهمان که ما هم بلدیم . لهش کن شاگرد را . جوابش را بده . اینجا گفته بود که وقتی از مسجد می آید می نشیند با مادر می گوید ، می خندد ، شوخی می کند ، چایی می خورد ، بعد پا می شود می رود سر درس و مطالعه و عبادت و کار ، ما فقط یک جهت ایشان را می بینیم که آقا سرشان را زیر می اندازند و ........

استاد بزرگوار مان فرمودند من خود منزل آیت الله بهجت بودم – سی سال پیش استاد این را برای ما تعریف کردند و شاید هم ده ، بیست سال پیش از آن این قضیه بوده ، ان وقت ها که آیت الله بهجت تشریف آورده بودن قم ، خوب آن وقت خلوت بوده و بزرگان و خواص رفت و آمد داشتند خدمت ایشان – فرمودند من نشسته بودم ، ان علی آقا کوچک بود ، کتاب اسفار مرحوم ملا صدرا که کتاب با ارزش و آنهم پیش آیت الله بهجت معلوم است چه ارزش بالایی دارد ، آنجا بود ، علی آقا گرفته بود پاره می کرد ، [ استاد ] فرمودند . حالا ایشان بلند شوند ، از او بگیرند ، بزنندش ، نه ! خیلی آرام و خیلی خونسرد [ نشسته بودند ] [ اینجا یکی بگوید ] آقا اسراف است و چه و چه ... خوب . بچه که لِه می شود . خرد می شود ، لَج می کند ، عقده ای بار می آید ، [ اینها چه ؟ ]  . آقا موسی این جعفر علیه السلام فرمودند : بچه تا هفت سالگی سید است ( سَیِّدٌ سَبعَ سِنِین ) ، هفت سال بعد عبد است .    ( عَبدٌ سَبعَ سِنِین ) این دو را ما با هم قاطی می کنیم . بعضی وقت ها عوام که کار اشتباهی می کنند ، روی ما هم اثر می گذارند . بسم الله ، بچه هایی که عقده ای شده اند ، دست به آنها بزنی گریه می کنند که پدر و مادر را تسلیم کنند ، چرا ؟ چون مجاهده با خودمان نکردیم ، نتوانستیم طبق کتاب و سنت بچه را تربیت کنیم . خودمان اعصاب مان به هم ریخته . تلافی اش را سر بچه در می آوریم . خیال کردیم که این ادب کردن است . برگشتش همه به چیه ؟ وقتی که می گویند صامت باشیم ، می گوییم ، خوب ما می خواهیم صامت باشیم اما جایش کجاست ؟ شوخی کردن با همسر را جزء برنامه های خوب و مفید مؤمن شمرده اند ، در ردیف نماز شب ، میدانید؟

16 – می گوییم ما خوب شدیم اما تحمل یک حرف از همسرمان نداریم . اگر بگوید تو کارت اشتباه بود ، می گوییم : أِ ، کار من اشتباه است ! ؟ طلاقت می دهم ، بیرونت می کنم ف می کشم خلاصه بقول اُستاد می فرمودند طرف را تکفیرش میکنیم ، می گوییم ما اسلامیم هر که مقابل ما بایستد ...... لفظ هم که بلدیم ، عمامه هم که روی سر ماست و همه ابزارش موجود است . اینها به خاطر این است که ما درست نشده ایم . متأسفانه !

17- فکر می کنیم که ما اسلام ناب را داریم ، این هم [ خانم مان ] عبد عبید ماست . هیچ جا نرو ، راضی نیستم . هِی تو سر این بنده خدا [ بزنیم ] . حالا یا مریضی اعصاب می گیرد یا اصلاً می گوید که ما نخواستیم این دین را کی باعثش شده ؟ خود ما .

مسائل ازدواج ، انتخابش ، ایام عقد ، عروسی ، بچه دار شدن ، همه اینها دستورات دارد از ائمه علیهم السلام ، از اساتید اخلاق ، که ما چگونه با اینها برخورد کنیم . درست است که حقوقی از ما بر گردن آنهاست اما دستورالعمل داده اند که شما چگونه با آنها رفتار کنید حتی نسبت به فرزند که انسان ولایت هم دارد ، بچه اش است ، پایش زحمت کشیده ولی دستوراتی به پدر و مادر داده اند که شما هم عاق می شوید . خیال نکنید فقط بچه عاق می شود . ما یک حربه دستمان گرفته ایم ، حق شوهر . لذا من به رفقا ، عرض کرده ام ، بروید دفتر آقایان استفتاء بکنید یک مقداری در مسائل شرعی کار کنید ، ببینید حقوق زن در چه محدوده ای است . آیا زن واقعاً ملک مطلق ماست ؟ این حرف غلطی است که توی مغز ما کرده اند از کجا آمده ؟ او نسبت به ما و ما نسبت به او چه حقی داریم ؟ اینها را بررسی کنیم .

18 -  حق نداری خانمت را بنده خودت قرار دهی ، در فشار قرار دهی و بخواهی او را تربیتش کنی . خودت تربیت شده ای ! ؟  او شما را به عنوان استاد اخلاق قبول دارد ؟ . حقوقی که زن و شوهر دارند مشخص است . او ملک مطلق ما نیست . یک غلطی است در گوش ما رفته . کی گفته همسر ملک مطلق شوهر است ؟ هر چه شوهر گفت باید اطاعت کند . باید عبد او باشد . گفته اند که باید از شوهر اطاعت کند ولی بروید بخواند مسائلش را ، در باب امور خاص زناشوئی است [ ببینید حد و حدود و ضوابطش چگونه است ]  شیطان می گوید فلانی چرا اینطور کرد ؟ کجا بودی ؟  کجا رفتی ؟ چه پرسیدی ؟ خوب [ اینطور بکنی ]  میگرن می گیرد . مریض می شود . هزار درد به سرش می آید . یا از آن طرف شیطان به زن القاء می کند ، شوهرت کجا بود ؟ با کی حرف زد ؟ سؤال پیچش کن . از آن طرف به مردم القاء می کند ، برای چه دخالت کرد ، فضول ! بزنید به هم . آن وقت شیطان این وسط می رقصد . خداوند ان شاء الله همه را کمک کند .

19 – [ در ضمن موعظه 32 از کتاب روح عرفانی ، در ضمن بیان این فرمایش حضرت امام رضوان الله تعالی علیه  " تنها راه غلبه بر نفس اماره و شیطان ، بر خلاف میل آنها رفتار کردن است . " فرمودند : ] البته اینها با شرایط و در جایش است . عرض کرده ام . [ یعنی ] در حرام ، در افراط ، در زیاده روی ، [ در اینها باید برخلاف نفس عمل کرد . ]  و الا در حدی که [ لازم است و در حد اعتدال ] خصوصاً با خانم ها ، با بچه های تان ، باید بگوئید ، بخندید ، تفریح برید شان ، پارک ببرید شان ، این طرف ، آن طرف ، اینها  واجب است ، وظیفه است . تا میگرن نگیرند ، هزار بلا سرشان نیاید . اینها واجب است . ولی نفس پرستی ، پرگوئی ، پر خوری ، آن مسائلی که سالها برای تان عرض کرده ام ، اینها جاهائی است که باید بر خلاف میل نفس و شیطان عمل کرد .

20 – [ در ضمن موعظه 32 از کتاب روح عرفانی ،  در ضمن بیان این فرمایش حضرت امام رضوان الله تعالی علیه " اگر تأنّف می کند [ یعنی نفس ] از مجالست با فقرا و مساکین ، تو دماغ او را به خاک مالیده با فقرا مجالست کن ؛ هم غذا شو ، مزاح کن " فرمودند : ] هان ! مزاح ، .......   است . حالا با یک آقائی که خیلی مهمَّش می دانی و اینها ، مزاح کنی ، آن [ جا ] خیلی قصد قربت نمی آید . در خانه بنشینیم با خانم ، چه بگویم !؟ [ می گوئیم ] نه فلسفه بلد است ، نه عرفان ، اصلا          ً نماز صبحش هم قضا می شود ، می نشیند حرف های خاله کلثوم نه نه ، می گوید  ، اینها به من چه ، پا شوم بروم پیش رفیق ، مرا درکم بکنند . شیطان هم از این خوشش می آید . من نتوانستم با نفسم مجاهده کنم . اینکه امام رحمه الله علیه ، جامع است ، همین هاست  .

21- [ در بیان و توضیح معنای آیه شریفه " ولا تََتَّبِع الهَوَی فَیُضِِلَّکَ عَن سَبیلِ الله " فرمودند : ] دقت کنید کلمات دقیق است . یک وقت است انسان دلش می خواهد یک چیزی را بخورد این اتباع هوی است ؟ نه ! اگر آدم میل نداشته باشد که چیزی نمی خورد . نگاه باید بکند ، تفریح بکند . بگو و بخند باید داشته باشد . این اتباع هوی نیست . اگر چه در تویش هوی هم است . اصلاً خدا هوی را گذاشته که ما برویم دنبال این چیزها و الا چه کسی می رفت عذا بخورد اگر طعم و مزه غذا نبود ، برو پول ب

/ 0 نظر / 3 بازدید